تبليغاتX
طنین آوای عشق -

طنین آوای عشق

دره ای میدانم،شیب تندی دارد

 

وزلالی که زبرفاب افق می آید

 

در سراشیب همین دره سحر می روید ،آب و آیینه

 

وباران و سحر در اینجا ،همگی یکرنگند،اگر آن یار

 

سفر کرده بیاید از ره،

 

عشق در شیب همین دره کپر می سازد ،دره ای

 

میدانم ،شیب تندی دارد ، آفتابیش هر روز،

 

به نفس می افتد وسراپای کمرکش ها،مه فرا می

 

گیرد

 

چشمه تا می نالد ،کاش می شد باران ،نفسی تازه کند

،

مردم از تنهایی ،

 

روزنی هست به آن سوی ترنم هایم،

 

و کسی هست که پیوسته مرا می خواند ،اسب وزینی

 

باید ،ودلی دریایی

 

که خیال سفر دشت شقایق دارد ،

 

های مردم ،مردم ،مردم از تنهایی،

 

وسعتی می خواهم ، که بنالم سنگین ،

 

عشق هم فاصله ها را نشکست ،آه می دانم

 

،روزی،مردی،

 

ذوالفقاری در دست ،از سراشیب همین دره گذر

 

خواهد کرد،

 

از زلال خنک وجاری برفاب نمی نوشد ،زیر لب

 

خواهدخواند:

 

 

به فدای لب خشکیده سالار شهید ،

 

وسفر خواهد کرد ،اسب و زینی باید ،به هماوردی

 

 

تنهایی من،

 

باید از خاک برید ،وسفر در پیش است ،

 

سفری تا لب زیبای سحر خواهم رفت،

 

 

اگر آن یار سفر کرده بیاید از راه.....

                                                فرجام

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 توسط شهرزاد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387



پیوندها

خلوت من...شادی
عکس های جالب
فرشته ی مرگ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin